السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

40

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

عالم تجرد تام نيز ضرورتا چنين است ، زيرا معلوم‌هاى آن عالم نسبت به عالم ماده افزون‌تر است ، پس در آنجا نورها و رازهايى مشاهده مىشود و فرشتگان مثالى و روح‌هاى برزخى ديده مىشوند و جميع انواع لذت‌ها كه متعلق به عوالم ماده بوده‌اند ، همچون چشيدنىها و آشاميدنىها و جامه‌ها و زنان و آوازها و منظره‌ها و مانند آن به نيكوترين وجه و خوشايندترين چهره در آنجا وجود دارد . البته تمامى اين لذات و كمالات كه گفته شد به طريق تمثيل ، تمثل يافتن ما فوق در مرتبهء مادون و نازلهء خويش است . در عالم تجرد درد و رنج مادى و وهمى وجود ندارد و بيمارى و خستگى را در آنجا راهى نيست . و اين همه در مرتبهء عالم مثال است ، و هرگاه ملكاتى كه نفس اكتساب كرده است حاجب و پوشانندهء كليات نبوده باشد ، نفس احيانا بر انوار عالم تجرد و موجودات آن ، كه در ارزش و منزلت و زيبايى و كمال ، قابل اندازه‌گيرى و مقايسه و سنجش با كمالات عالم مثال نيستند نيز اشراف مىيابد . و اين احاطه و اشراف نفس ، تكرار و استمرار مىيابد تا نفس به مقام تمكن مىرسد و در آن استقرار پيدا مىكند و آنگاه درجه درجه ترقى كرده تا به نشئهء اسما مىرسد كه آن عالمى پاك و خالص و دور از هر قيد و آلودگى است ؛ آن عالم سراسر بهاء و ارزش است و نفس در آنجا علم محض ، قدرت محض ، حيات محض ، وجود و ثبوت ، ارزش و نور ، درخشندگى و زيبايى ، شكوه و كمال ، نيكبختى و سرور ، سرافرازى و شادمانى محض را مشاهده مىكند و تا آنجا پيش مىرود كه به اسما و صفات مىپيوندد ، آنگاه در ذات والاى خداوند فانى مىشود « 1 » و سپس به تبع غيب حق غايب مىگردد و به فناى ذاتش فانى شده و با بقاى خداوند سبحان كه از هر نقص و زشتى پاك است ، باقى مىگردد : وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى . « 2 » ( و كار خلق عالم به سوى خدا منتهى مىشود . )

--> ( 1 ) . از اين عبارت به خوبى استفاده مىشود كه مرحوم علامه ( قدس سره ) فناى ذاتى را پذيرفته‌اند گرچه در ميان محققان ، حكما و عرفا بر سر تفسير و قبول « فناى ذاتى » اختلاف نظر وجود دارد . علامه ( ره ) در چند جاى ديگر كتاب حاضر به اين مسئله اشاره و اعتراف كرده‌اند . - م . ( 2 ) . النجم / 42